نوشته شده توسط : رحمت

ای موذّن نغمــــه ی حــــق ساز کـن بنــــــده ای را با ملک دمســـاز کــن دل فـــراخ از جلـــوه های راز کـــن تا بگـــــویــم مــرغ دل پرواز کــــن قبلـــه گاه عشـــق و اعجــــاز نمـــاز با خــــدای خویشتــــن راز و نیـــــاز خلـــــوتـــــی با دلستــــانِ دلنــــــواز اشتیاقــی را چنیــــــن ابــــراز کـــن دم به دم در محفــــل دلــــدار شـــــــو فارغ از خود شـو همــه پنـــــدار شـو کعبـه ی دل جوی و بس سرشــار شو ذکـر حق را خوش طنیـــن انداز کــن میشــوی آندم مُشّـرف کـــوی دوست دل سراســــر محــو روی ماه اوست ای که فکرت نیک و ایمانت نکوست قفــل در بازســـت در را باز کـــــن در طواف شمــــع جــان پروانــه بین عاشقـــــی را در دلـی ویرانـــه بیــن جان به جان تسلیـــم در جانانــه بیــن پیلــه شـو ، پروانـه شــو ، پرواز کن

سروده از :  امیر لالانی 




:: برچسب‌ها: شعر نماز
تاریخ انتشار : ۱۳٩۳/٦/۱٦ | نظرات ()
نوشته شده توسط : رحمت

ابوحامد غزالى ، از دانشمندان بزرگ اسلامى در قرن پنجم و ششم هجرى است . به سال 450 هجرى در توس زاده شد و پنجاه و پنج سال بعد (505 هجرى ) در همان جا درگذشت . زندگانى شخصى و علمى امام محمد غزالى ، پر از حوادث و مسافرت ها و نزاع هاى علمى است . وى برادرى داشت که به عرفان و اخلاق شهره بود و در شهرهاى ایران مى گشت و مردم را پند و اندرز مى داد . نام او احمد بود و چند سالى از محمد، کوچک تر . محمد و احمد، هر دو در علم و عرفان به مقامات بلندى رسیدند؛ اما محمد بیش تر در علم و احمد در عرفان .
محمد غزالى بر اثر نبوغ و دانش بسیارى که داشت ، از سوى خواجه نظام الملک طوسى ، وزیر ملکشاه سلجوقى و مؤ سس دانشگاه هاى نظامیه ، به ریاست بزرگ ترین دانشگاه اسلامى آن روزگار، یعنى نظامیه بغداد، منصوب شد . وى در همان جا، نماز جماعت اقامه مى کرد و عالمان و طالبان علم به او اقتدا مى کردند. روزى به برادر کوچک تر خود، احمد، گفت : مردم از دور و نزدیک به این جا مى آیند تا در نماز به من اقتدا کنند و نماز خود را به امامت من بگزارند؛ اما تو که در کنار من و برادر منى ، نماز خود را با من نمى گزارى . احمد، رو به برادر بزرگ تر خود کرد و گفت : پس از این در نماز شما شرکت خواهم کردم و نمازم را با شما خواهم خواند.
مؤ ذن ، صداى خود را که گواهى به یکتایى خداوند و رسالت محمد (ص ) بود، بلند کرد و همه را به مسجد فرا خواند. محمد غزالى ، عالم بزرگ آن روزگار، پیش رفت و تکبیر گفت . احمد به برادر اقتدا کرد و به نماز ایستاد؛ اما هنوز در نیمه نماز بودند که احمد نماز خود را کوتاه کرد و از مسجد بیرون آمد و در جایى دیگر نماز خواند. محمد غزالى از نماز فارغ شد و همان دم پى برد که برادر، نماز خود را از جماعت به فرادا برگردانده است . او را یافت و خشمگینانه از او پرسید: این چه کارى بود که کردى ؟
برادر، محمد!آیا تو مى پسندى که من از جاده شرع خارج شوم و به وظایف دینى خود عمل نکنم ؟
نه نمى پسندم .
وقتى در نماز شدى ، من به تو اقتدا کردم ؛ ولى تا وقتى به نماز خود، پشت سر تو ادامه دادم که تو در نماز بودى .
آیا من از نماز خارج شدم ؟
آرى ؛ تو در اثناى نماز، از آن بیرون آمدى و پى کارى دیگر رفتى .
اما من نمازم را به پایان بردم .
نه برادر در اثناى نماز، به یاد اسب خود افتادى و یادت آمد که او را آب نداده اند . پس در همان حال ، در این اندیشه فرو رفتى که اسب را آب دهى و او را از تشنگى برهانى . وقتى دیدم که قلب و فکر تو از خدا به اسب مشغول شده است ، وظیفه خود دیدم که نمازم را با کسى دیگر بخوانم ؛ زیرا در آن هنگام ، تو دیگر در نماز نبودى و نمازگزار باید به کسى اقتدا کند که او در حال خواندن نماز است .
محمد غزالى ، از خشم پیشین به شرم فرو رفت و دانست که برادر، از احوال قلب او آگاه است . آن گاه روى به اطرافیان خود کرد و گفت : برادرم ، احمد، راست مى گوید . در اثناى نماز به یادم آمد که اسبم را آب نداده اند و کسى باید او را سیراب کند .

برگرفته از: همایى ، جلال الدین ، غزالى نامه ، ص 403، به نقل از کمال الدین حسین خوارزمى ، شرح مثنوى

 

http://link.yamojir.com/sh-link-show.php?id=40

 

 




:: برچسب‌ها: حکایت نماز
تاریخ انتشار : ۱۳٩۳/۱/٤ | نظرات ()
نوشته شده توسط : رحمت

عقیق: امام باقر علیه السّلام فرمود: برای وسعت رزق از خداوند در نماز واجب پس از ذکر سجده این دعا خوانده شود: 

»یا خَیرَ المَسؤُولینَ، وَ یا خَیرَ المُعطینَ، اُرزُقنی وَ ارزُق عَیالی مِن فَضلِکَ الواسِع فَانَّک ذُو الفَضل العَظیم؛ ای بهترین سؤال شدگان، ای بهترین بخشندگان، از فضل و فزونی خود روزی من و عیالم را برسان، چه اینکه تو دارای فضل و فزونی بزرگ هستی.«

 

1. اصول کافی، ص۵۵۱.

مبع : http://www.rajanews.com/detail.asp?id=185307




:: برچسب‌ها: روایات نماز, امام محمد باقر (ع)
تاریخ انتشار : ۱۳٩۳/۱/٢ | نظرات ()
نوشته شده توسط : رحمت
امام صادق علیه السلام فرمود:
«ففرض علیهم الصلوة یذکرونه کل یوم خمس مرات, ینادون باسمه و یعبدونه بالصلاة و ذکرالله لکیلا یغفلوا عنه فینسوه فیدرس ذکره.»
خداوند سبحان نماز را بر آنان واجب نموده تا در هر روز پنج مرتبه به یاد او باشند, و حق تعالی را به اسمش بخوانند, و بوسیله نماز و ذکر خدا او را عبادت کنند, تا اینکه از پروردگار غافل نشوند و او را فراموش نکنند, و نام و یاد او کهنه و از بین نرود.
 
«وسائل الشیعة: ج 3, ص 5, علل الشرایع: ج 2, ص 10, باب 2»



:: برچسب‌ها: روایات نماز, امام صادق (ع), آثار نماز
تاریخ انتشار : ۱۳٩٢/۱٠/٢۸ | نظرات ()
نوشته شده توسط : رحمت

پیامبر خدا -صلی الله علیه و آله - می فرماید :

هیج بنده ای نیست که به اوقات نماز و مواضع خورشید اهتمام ورزد مگر اینکه آسودگی در هنگام مردن و از بین رفتن غم و اندوه ها و نجات از آتش را برایش ضمانت کنم.

(میزان الحکمه/ج2ص557 ).




:: برچسب‌ها: آیات نماز, آثار نماز, رسول اکرم (ص)
تاریخ انتشار : ۱۳٩٢/۱٠/۳ | نظرات ()
نوشته شده توسط : رحمت

 امام جعفر صادق علیه السلام :

اءَوَّلُ ما یُحاسَبُ بِهِ الْعَبْدُالصَّلاةُ، فَإ نْ قُبِلَتْ قُبِلَ سائِرُ عَمَلِهِ، وَ إ ذا رُدَّتْ، رُدَّ عَلَیْهِ سائِرُ عَمَلِهِ .


فرمود: اوّلین محاسبه انسان در پیشگاه خداوند پیرامون نماز است ، پس اگر نمازش ‍ قبول شود بقیه عبادات و اعمالش نیز پذیرفته مى گردد وگرنه مردود خواهد شد.

 

 وسائل الشیعة : ج 8 ص 13




:: برچسب‌ها: روایات نماز, نماز و معصومین
تاریخ انتشار : ۱۳٩٢/٧/٤ | نظرات ()
نوشته شده توسط : رحمت
تاریخ انتشار : ۱۳٩٢/٧/۳ | نظرات ()
نوشته شده توسط : رحمت
تاریخ انتشار : ۱۳٩٢/٦/۳٠ | نظرات ()