نوشته شده توسط : رحمت

ابن عبّاس گوید: من و سلمان در زیر درختى نشسته بودیم. سلمان شاخه درختى را که برگهایش خشک شده بود، جنباند و در نتیجه آن همه برگها به زمین ریخت. جناب سلمان فرمود: «اى ابوعثمان، از من نمى پرسى که چرا چنین کردم؟»

گفتم: «سبب این کار چه بود؟»

فرمود: «با پیامبر صلّى الله علیه وآله وسلّم در زیر این درخت نشسته بودیم، آن حضرت چنین کرد که من کردم و سپس به من فرمود: اى سلمان، از من نمى پرسى که چرا چنین کردم من عرض کردم: یا رسول اللّه، سبب چه بود؟ حضرت فرمود: مؤمن چون وضو بگیرد بر آن وجهى که دستور آمده بود، و بعد از آن نمازهاى پنجگانه شبانه روز را بجاى آورد، گناهان او بریزد بسان این برگها که از این درخت فرو ریخت.»

آنگاه این آیه را تلاوت فرمود:

«و اقم الصلوة طرفى النّهار و زلفا من اللّیل.... (سوره هود آیه 114)

و بپاى دار نماز را هر دو سر روز و پاره هایى از شب...»

 

منبع : چهل داستان در باره نماز و نماز گزاران




:: برچسب‌ها: حکایت نماز, آثار نماز
تاریخ انتشار : ۱۳٩٠/۱٠/۱٩ | نظرات ()